آتوم خدای مصر باستان؛ Atum آفریننده یا تخریبگر؟
آتوم خدای مصر باستان نیروییست که از آبهای بیکران سر بر میآورد و آغازگر وجود خدایان بعدی، پادشاهان و زندگی میشود. در بین خدایان مصر باستان، «Atum» چهرهای بنیادی و کهن دارد. او فقط خدایی اسطورهای نیست، نمادی قدرتمند از زایش و آفرینش است؛ نکتهی جالب دربارهی این شخصیت اسطورهای، قدرت دوگانهاش برای آفریدن و پایان دادن به زندگیست. درک شخصیت آتوم به ما کمک میکند تا نوع جهانبینی و نگرش مردمان باستانی مصر را بهتر درک کنیم. با فیلوسوفیا ۳۹۹ همراه باشید.
آتوم خدای مصر باستان کیست؟
تا به حال به این فکر کردهاید که آیا خدایان هم آفرینندهای داشتهاند یا نه؟
در دوران مصر کهن، خدایی زاده و پرستش شد که تصور میشد پدر همهی خدایان و پادشاهان است. «آتوم خدای مصر باستان» خدایی باستانی، آفریننده و منبع زایش انسانهاست.
یکی از مهمترین ویژگیهای او، «خودآفرینی» است. او نیازی به پدر و مادر ندارد و مستقیم از خود طبیعت بهوجود میآید.
این ویژگی، او را به یکی از نخستین نمونههای «خدای خودآفریننده» در تاریخ ادیان تبدیل میکند.
ریشهشناسی و مفهوم نام آتوم
نام Atum احتمالاً از ریشهی مصری tm گرفته شده که به معنای «کامل کردن» یا «تمام شدن» است. بهنوعی آتوم خدای مصر باستان را میتوان «آنکه کامل است» یا «کاملکنندهی جهان» دانست. این معنا بهطور مستقیم نقش او در کیهانشناسی نشان میدهد:
آتوم هم آغازگر آفرینش است و هم پایاندهندهی چرخه آن. در برخی متون، او زمانی که جهان به پایان میرسد، دوباره همه چیز را به حالت اولیه و بینظم بازمیگرداند. اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
ریشهشناسی آتوم و قدمت آن
در قدیمیترین متون اهرام (Pyramid Texts)، روی دیوارههای مقبرههای فرعون، به نام آتوم اشاره شده و از او با عنوان پدر خدایان و پادشاهان یاد شده است. این متنها جزو کهنترین متنهای مذهبی انسانهاست که به دورهی حدود ۲۴۶۵ تا ۲۱۸۱ پیش از میلاد برمیگردد.
در میان این متنها، دعاها و افسونهایی دیده میشود که برای هدایت روح پادشاهان به جهان پس از مرگ نوشته شدهاند و در این دعاها به نام آتوم خدای مصر باستان اشاره شده است: او خدای حفاظتکننده در سفر پس از مرگ است و نقش بسیار مهمی در باززایی روح فرعون دارد.
محل اصلی پرستش آتوم
آتوم، خدای مصر باستان، به صورت عمده در شهر هلیوپولیس پرستش میشد؛ شهری که در دورهی پادشاهی کهن مصر، یکی از مراکز اصلی دینی مصر بود؛ به همین دلیل، آتوم خدایی مذهبی شناخته میشود.
البته نام اصلی این شهر باستانی ایونو است، اما یونانیان آن را Heliopolis مینامیدند؛ شهری در ۸کیلومتری غرب نیل و شمال دلتای این رود در منطقهی عینشمس، در اطراف قاهره. در گذشته، این شهر مرکز خورشیدپرستی بوده و نام آن هم به معنای شهر خورشید است.
Atum خدای اصلی معبد «پر-تم (به معنی خانهٔ آتوم)» در شهر «پیتوم» در شرق دلتای نیل نیز بود.
جالب است بدانید که در منطقههای مختلف مصر، خدایان دیگری جایگاهی مانند آتوم داشتهاند.
ارتباط آتوم خدای مصر باستان با رع
در طول زمان و دورههای بعدی، کمکم آتوم خدای مصر باستان با خدای خورشید، «رع»، ترکیب شد و به صورت «آتوم-رع» شناخته شد.
در این ترکیب رع همان خورشید در حال طلوع و نیمروز و آتوم خورشید در حال غروب تعبیر میشد. در نتیجه، این دو با هم چرخهٔ کامل خورشید را در طول روز نشان میدادند: تولد، اوج، مرگ و باززایی.
با وجود اینکه رع به مرور زمان، جایگاه مهمتری پیدا کرد، آتوم همچنان اهمیت بالایی داشت، بهویژه در آیینهای سلطنتی.
آتوم چگونه به وجود آمد؟ ارتباط آتوم با خدایان نُهگانه هلیوپولیس
داستان به وجود آمدن آتوم، در افسانههای مصر باستان، داستانی جالب و قابل تامل است.
او خدایی تاریخی و نخستین است، به این معنا که پیش از او خدایی وجود نداشت.
در آغازِ زمین، تنها آبهایی بیکران، آشوبناک و بدون شکل دیده میشدند. به این آبها نون (Nun) گفته میشود.
هیچ موجودی زندگی نمیکرد و بینظمی و عدم در جریان بود.
در این میان، تپهای از میان آبها سر بیرون آورد؛ اولین تپهی زمین به نام بنبن (Benben stone). آتوم خدای مصر باستان خودبهخود بر روی این تپه، با ارادهی الهی، پدیدار میشود.
نخستین زایش آتوم
سپس، این شخصیت اساطیری از دهان خود دو فرزندش (خدایان بعدی) را میآفریند: شو (هوا) و تفنوت (رطوبت).
شو و تفنوت از نفس و مایعات بدن آتوم به وجود میآیند. این دو از او جدا و در تاریکیها گم میشوند.
آتوم خدای مصر باستان کمکم نگران فرزندانش میشود و چشمان خود را به دنبال آنها میفرستد. وقتی آنها بازمیگردند، آتوم فرزندانش را نامگذاری میکند: شو را «زندگی» و تفنوت را «نظم» مینامد و آنها را در کنار هم قرار میدهد. شو نماینده هوا و نیروی حیاتبخش بود و تفنوت نماد رطوبت و نظم محسوب میشد
برخی از روایتها میگویند که پس از بازگشت فرزندان، آتوم از شادی میگرید و از اشکهای او انسانها به وجود آمدند.
سپس شو و تفنوت، «گب (زمین)» و «نوت (آسمان)» را به وجود میآورند. گب و نوت عاشق یکدیگر بودند و از همدیگر جدا نمیشدند، اما آتوم برای ایجاد نظم، آنها را از هم جدا کرد و شو را در میانشان قرار داد تا آسمان و زمین از هم فاصله بگیرند.
این دو نیز چهار فرزند داشتند: اوزیریس، ایسیس، ست و نِفتیس. این مجموعه همان «نهگانهٔ هلیوپولیس(Ennead of Heliopolis)» را تشکیل میدهد که نخستین نسل از خدایان مصر کهن به شمار میروند. به این ترتیب، آتوم در رأس آنها قرار میگیرد و مهرهی اصلی آفرینش خدایان و زندگی میشود.
نمادشناسی آتوم
آتوم خدای مصر باستان نمادی است از زایش، نظم، آشوب و چرخهی تکرارشوندهی هستی. او در طول دوران، در هنر مصر با چهرههای مختلفی به نمایش درآمده است: گاهی به صورت پادشاهی باشکوه و گاهی هم در شکلهای حیوانی گوناگون مانند قوچ، مار یا گاو سیاه.
آتوم در اصل خدایی خورشیدی بود و پیوند عمیقی با خورشید داشت و به طور خاص نمایانگر خورشید در حال غروب یا جنبه عصرگاهی رع بود.
او نماد پایان چرخهٔ روز و آغاز ورود خورشید به جهان زیرین بود. به همین دلیل، این شخصیت افسانهای با جهان پس از مرگ و چرخهی تکرارشوندهٔ هستی ارتباط داشت.
برخی از باورها میگویند که او در پایان جهان دوباره بازمیگردد تا همان جهانی را که آفریده نابود کند و همه چیز را به آبهای آغازین بازگرداند (قدرت زایش و بازپسگیری آن).
او خدای آفریننده و پدر خدایان هم شناخته میشد و نقش مهمی در شکلگیری کیهان و نظم جهان داشت.
رابطه آتوم خدای مصر باستان با فرعون
گفتیم که آتوم تنها پدر خدایان نبود، بلکه پدر فرعون هم بود. به همین دلیل بسیاری از پادشاهان مصر خود را «فرزند آتوم» مینامیدند و او را به عنوان جد الهی که حکومت زمینی آنها را مشروعیت میبخشید، میدیدند. او نقش بسیار پررنگی در در آیینهای تاجگذاری و مراسم سلطنتی داشت و در متنها و نقشبرجستههای آیینهای سلطنتی بارها و بارها، به شکلهای مختلف دیده شده است.
سخن پایانی
آتوم خدای مصر باستان تنها خدایی باستانی نیست؛ او مدل فکری دربارهی آغاز جهان است. در او، مفاهیمی مانند:
- آفرینش از هیچ
- چرخه زمان
- وحدت و کثرت
- و بازگشت نهایی جهان
دیده میشود که همه در یک شخصیت اسطورهای جمع شدهاند.
درک آتوم، در واقع درک نحوهی فکر کردن مصریان باستان دربارهی هستی است که میتواند به جهانبینی ما هم کمک کند. شما دربارهی این اسطورهی خاص چه فکری میکنید؟ آیا آتوم شما را یاد چیزی نمیاندازد؟
دیدگاه شما