آموزش نویسندگی | راحتترین مسیر نویسنده شدن | بخش ۱
خیلی از آدمها باور دارند که نویسندههای قوی آدمهایی هستند که بدون آموزش نویسندگی، با قلمشان جادو میکنند؛ بدون تمرین یا حتی بازنویسی نوشتهها! این باور غلط همین باعث شده خیلیها حتی فرصت امتحان کردن این مهارت را به خود ندهند. در این مجموعهمطالب آموزشی، میخواهیم شما را گامبهگام با اصول نویسندگی آشنا کنیم و در این مقاله میخواهیم راحتترین مسیر نویسنده شدن را به شما نشان بدهیم تا کمکم عاشق نوشتههای خودتان بشوید!
“What really knocks me out is a book that, when you’re all done reading it, you wish the author that wrote it was a terrific friend of yours and you could call him up on the phone whenever you felt like it. That doesn’t happen much, though.”
J.D. Salinger, The Catcher in the Rye
«چیزی که واقعاً مرا تحت تأثیر قرار میدهد این است که کتابی را تمام کنی و بعد آرزو کنی نویسندهاش یکی از دوستان صمیمیات بود؛ طوری که هر وقت دلت خواست میتوانستی به او تلفن بزنی و با او حرف بزنی. البته این اتفاق زیاد نمیافتد.»
جی. دی. سلینجر؛ ناتور دشت
نویسندگی چیست؟
اگر تا به حال برایتان پیش آمده که از خواندن متنی لذت برده باشید و جذب جادوی کلمات و ترتیب جملهها شده باشید، درواقع شما محسور قدرت نویسندهای توانمند شدید که به خوبی در ماموریتش موفق شده است!
پس در ابتدا، بیایید به اصلیترین و پایهایترین سوال پاسخ بدهیم: نویسندگی چیست؟
نویسندگی هنر و مهارت انتقال فکر، احساس، تجربه و اطلاعات است، بهطوری که مخاطب نوشته را بهخوبی درک کند، با آن ارتباط بگیرد و حتی تحت تأثیر آن قرار گیرد.
نویسندگی را نمیتوان صرفاً کنار هم قرار دادن کلمات دانست. نوشتهی خوب فقط اطلاعات ارائه نمیدهد؛ بلکه ذهن خواننده را هدایت میکند، او را به فکر وادار میکند یا احساسی در او ایجاد میکند.
به همین دلیل، آموزش نویسندگی در حوزههای بسیار متنوعی کاربرد دارد:
- کتابنویسی
- محتوای وبسایتها
- تبلیغات
- فیلمسازی
- سخنرانیها
- گزارشهای علمی
- شبکههای اجتماعی
- بخشهای خبری
وجه مشترک همهی این شاخهها یک چیز است: ارتباط مؤثر با مخاطب.
آیا من استعداد نویسندگی دارم؟
خیلیها بارها این سوال را از خودشان میپرسند؛ حتی بعضیها برای اینکه مطمئن بشوند استعداد دارند یا نه، تست نویسندگی میدهند!
خب، صادقانه بگوییم که درست است که بعضی از آدمها، به دلیلهای مختلف مثل مطالعهی فراوان، بزرگ شدن در خانوادههای هنرمند یا ذهن ساختارمندتر، قلم قشنگتری دارند، اما واقعیتی که خیلیها به شما نمیگویند این است که:
برای موفق شدن در زمینهی نویسندگی باید فراوان و فراوان تمرین کنید و مطالعه کنید و عرق بریزید.
در واقع حتی استعداد بدون تمرین معمولاً به نتیجهی قابل توجهی نمیرسد و در مقابل، فردی با پشتکار میتواند مهارت بسیار بالایی کسب کند.
بیشتر نویسندههای معروفی که بارها و بارها اسمشان را شنیدهاید یا کتابهایشان را خواندهاید، در نخستین سالهای فعالیتشان بارها شکست خوردهاند. آنچه آنها را موفق کرد، ادامه دادن مسیر بود، نه داشتن استعدادی خارقالعاده.
بنابراین اگر امروز احساس میکنید نویسندهی خوبی نیستید، این موضوع به معنای ناتوانی شما نیست؛ بلکه فقط نشان میدهد هنوز در ابتدای مسیر یادگیری قرار دارید و با آموزش نویسندگی مناسب و تمرین به سطحی که دوست دارید میرسید.
مهمترین ویژگیهای نویسندگان حرفهای
برخلاف تصور رایج، بهترین نویسندگان الزاماً کسانی نیستند که واژگان پیچیده یا جملههای طولانی مینویسند. ویژگی اصلی هر نویسنده حرفهای، وضوح است؛ اگر مخاطب پس از خواندن متن دقیقاً همان مفهومی را دریافت کند که نویسنده قصد انتقال آن را داشته، نویسنده وظیفهی خود را بهخوبی انجام داده است.
و اما راز نویسندگان حرفهای چیست؟ چه چیزی نویسندههای قوی را از نویسندههای ضعیف جدا میکند؟ آیا فقط موضوعِ آموزش نویسندگی است؟
با وجود اینکه آموزش نقشی کلیدی در پرورش استعداد نویسندگی دارد، اما موضوع فقط به همین جا ختم نمیشود:
مطالعهی پیوسته
تقریباً همهی نویسندگان بزرگ، خوانندگان حرفهای نیز بودهاند. مطالعه باعث افزایش دایرهی واژگانی، تسلط با سبکهای مختلف و تقویت قدرت تحلیل و تخیل میشود.
مشاهدهی دقیق و جزئی
نویسنده باید جزئیاتی را ببیند که بسیاری از افراد از کنار آنها بهسادگی عبور میکنند. برای نویسندگان توانا، رفتار مردم، گفتوگوها، پدیدههای طبیعی، اتفاقهای پیشپاافتاده و روزمره و حتی سکوتها همگی سوژههایی برای نوشتن هستند.
کنجکاوی
کنجکاوی موتور محرک نویسندگی است. نویسنده مدام میپرسد:
- چرا؟
- چگونه؟
- اگر این اتفاق نمیافتاد چه میشد؟
- مردم دربارهی این موضوع چه فکری میکنند؟
همین پرسشها منجر به خلق متنهای جذاب میشود.
شکیبایی
کمتر متنی از همان نسخهی اول کامل است. نویسندگان حرفهای بارها متن خود را بازنویسی میکنند تا به نتیجه مطلوب برسند. آنها هزاران بار جملهها، واژهها، زاویهی دید و نقش راوی را تغییر میدهند تا اصالت داستان خود را پیدا کنند.
باورهای اشتباه درباره آموزش نویسندگی
افراد تازهکار معمولاً با باورهایی در زمینهی آموزش نویسندگی روبهرو هستند که روند یادگیری آنها را کند میکند:
«باید الهام داشته باشم»
الهام وجود دارد، اما نمیتوان منتظر آن ماند. نویسندگان حرفهای معمولاً برنامهی مشخصی برای نوشتن دارند و حتی زمانی هم که انگیزهی زیادی ندارند دست از نوشتن برنمیدارند.
«اولین پیشنویس باید عالی باشد»
این یکی از رایجترین اشتباههاست. اولین نسخه فقط برای ثبت ایدههاست. کیفیت واقعی متن در مرحلهی بازنویسی و ویرایش شکل میگیرد.
«من موضوعی برای نوشتن ندارم»
زندگی روزمره، تجربههای شخصی، کتابها، اخبار، گفتوگوها، خاطرات، فیلمها و حتی پرسشهای ساده نقطهی شروع متنهای قوی هستند.

راحتترین مسیر نویسنده شدن
یادگیری نویسندگی فرآیندی تدریجی است و نمیتوان آن را در چند هفته به پایان رساند. با این حال، اگر مسیر آموزشی درستی را دنبال کنید، پیشرفت شما کاملاً محسوس خواهد بود.
مسیر پیشنهادی فیلوسوفیا ۳۹۹ برای آموزش نویسندگی به شما چنین است:
۱. مطالعهی هدفمند
هر روز زمانی را، هر چند کوتاه، به خواندن اختصاص دهید. تنها خواندن کافی نیست؛ سعی کنید هنگام مطالعه به ساختار متن، انتخاب واژهها، شیوهی شروع و پایان، و نحوهی انتقال مفاهیم هم توجه کنید.
۲. نوشتن روزانه
هیچ جایگزینی برای تمرین وجود ندارد. حتی اگر روزانه فقط ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه بنویسید، پس از چند ماه تفاوت محسوسی در کیفیت نوشتههایتان حس میشود.
۳. بازنویسی
متن اولیه را کنار بگذارید و چند ساعت یا حتی یک روز بعد دوباره بخوانید. در این مرحله معمولاً ایرادهایی را میبینید که هنگام نوشتن متوجه آنها نشده بودید.
۴. دریافت بازخورد
متن خود را به دیگران نشان دهید و از نقد شدن نترسید. بسیاری از ضعفهایی که خودتان متوجه نمیشوید، از سوی خوانندگان آشکار میشوند.
۵. یادگیری مداوم
نویسندگی مهارتی نیست که روزی بتوان گفت «دیگر همه چیز را یاد گرفتهام». حتی نویسندگان باتجربه نیز همچنان مطالعه میکنند، میآموزند و سبک خود را بهبود میدهند.
چرا تمرین مهمتر از استعداد است؟
فرض کنید فردی استعداد فوقالعادهای در موسیقی داشته باشد، اما هرگز ساز نزند. در مقابل، فرد دیگری استعداد متوسطی داشته باشد اما هر روز چند ساعت تمرین کند. پس از چند سال، فرد دوم عملکرد بهتری دارد.
آموزش نویسندگی هم دقیقاً همینگونه است. نوشتن مانند عضلهای ذهنی عمل میکند. هرچه بیشتر بنویسید، مغز شما سریعتر ایده تولید میکند، جملههای روانتری میسازد و ارتباط میان مفاهیم را بهتر درک میکند. به همین دلیل، نویسندگان حرفهای نوشتن را نه یک اتفاق، بلکه یک عادت روزانه میدانند.
اولین تمرین آموزش نویسندگی
تمرین این جلسهی شما از این قرار است:
تمرین ۱: چرا میخواهید بنویسید؟
یک متن ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمهای بنویسید و به این سؤال پاسخ دهید:
«چرا دوست دارم نویسنده شوم؟»
سعی کنید صادق باشید و فقط برای خودتان بنویسید. قرار نیست متن شما عالی باشد؛ هدف این است که آموزش نویسندگی را با همین متن ساده شروع کنید.
همیشه به یاد داشته باشید:
«نویسنده کسی نیست که فقط دربارهی آموزش نویسندگی مطالعه میکند؛ نویسنده کسی است که هر روز و هر روز مینویسد.»
سخن پایانی دربارهی آموزش نویسندگی
آموزش نویسندگی تضمین موفقیت شما نیست؛ نویسندگی مهارتی آموختنیست؛ مهارتی که با مطالعه، تمرین، بازنویسی و استمرار رشد میکند. اگر در ابتدای مسیر هستید، لازم نیست نگران کامل بودن نوشتههای خود باشید. مهم این است که نوشتن را آغاز کنید و آن را به بخشی از برنامه روزانه خود تبدیل کنید.
دلسردی، ناامیدی و کمالگرایی را کنار بگذارید. شجاعت خطا کردن را داشته باشید، چراکه نویسنده شدن مسیری طولانی و زمانبر است و فقط افرادی که استقامت بیشتری داشته باشند، به نتیجههای درخشان میرسند.
در مقاله بعدی این مجموعه، به سراغ مهمترین ابزار هر نویسنده خواهیم رفت: مشاهده، مطالعه و ایدهپردازی. یاد میگیریم نویسندگان چگونه سوژه پیدا میکنند و چرا برخی افراد هیچگاه با کمبود ایده روبهرو نمیشوند.
خوشحال میشویم که در بخش نظرات، فکرهای خودتان را با ما در میان بگذارید و سوالاتتان را دربارهی موضوع آموزش نویسندگی از ما بپرسید.
دیدگاه شما