اپیزود 4 - غزل خالقی
تماس با ما9329 863 0902
گوینده و دوبلور، سابقهی فعالیت در پروژههای مختلف رسانهای از جمله صدا و سیما و تولید محتوا در زمینهی فلسفه، خودآگاهی، رشد فردی، مراقبه و مدیتیشن در یوتیوب.
اسطوره یکی از نخستین راههای انسان برای فهم جهان و پیدا کردن معنا در اتفاقاتی بود که هنوز توضیحی برایشان نداشت؛ از طلوع خورشید و تغییر فصلها تا رعدوبرق، مرگ و رنج. در این قسمت میبینیم که اساطیر فقط یک «داستان دروغ» نیست؛ بلکه ابزاری ذهنی و اجتماعی برای کنار آمدن با ترس، ساختن هویت جمعی، انتقال ارزشها و تبدیل جهانی ناشناخته به جهانی معنادار بوده است.
تولد اساطیر، بیش از آنکه روایتی تاریخی باشد، جوششِ آرزوهایِ سرکوبشده و درکِ ناگفتههایِ بشر از هستی است. میتوان آن را اینگونه تفسیر کرد:
اسطوره ها در لحظهای متولد میشوند که «حقیقت» برایِ تبیینِ رنجها، شگفتیها و ترسهایِ انسان کافی نیست. آنها نه از دلِ واقعیت، بلکه از «حقیقتِ برتر» زاده میشوند؛ آنجا که ذهنِ جمعی برایِ بقا و معنابخشی، خلأهایِ هستی را با خیال پر میکند.
البته فقط این یک تفسیر ساده است و دنیا و تاریخ اساطیر و شناخت آن ها بسیار بزرگتر از این است که در یک جمله خلاصه شود.
از «سفر قهرمان» جوزف کمبل و الگوی مشترک قهرمانان، بحران، مرگ نمادین و تولد دوباره میگوییم و به نگاه میرچا الیاده درباره پیوند اساطیر با امر مقدس میرسیم.
و در نهایت میپرسیم: چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز هم به داستانهای بزرگ، قهرمانها و روایتهایی که به زندگیمان معنا میدهند نیاز داریم؟
چون شاید اساطیر بیش از آنکه درباره جهان باشند، درباره خودِ انساناند.
برای درک بهتر و کامل تر این توضیحات خلاصه، شما رو دعوت میکنم که شنونده این پادکست با اجرای “غزل خالقی” باشید.