آموزش نویسندگی | ایده برای نویسندگی و ۱۰ راهکار خلاقانه آن
اگر در حال خواندن این مقاله هستید، به شما تبریک میگوییم! شما تصمیم گرفتید که مسیر نویسنده شدن را در پیش بگیرید. خب، پس از خواندن بخش ۱ آموزش نویسندگی، بهتر است به سراغ اولین چالش همهی نویسندهها برویم: «دربارهی چه چیزی بنویسم؟» هر نویسندهای دستکم یک بار با کمبود ایده برای نویسندگی روبرو شده. گاهی صفحهی سفیدی روبهروی ماست و هیچ ایدهای به ذهنمان نمیرسد. گاهی هم برعکس، آنقدر ایده داریم که نمیدانیم از کدامیک شروع کنیم. جالب اینجاست که این مشکل فقط مربوط به تازهکارها نیست! با فیلوسوفیا همراه باشید تا بهترین ایده های نوشتن را پیدا کنید.
“Ideas come from everything”
Alfred Hitchcock
«ایدهها همه جا هستند.»
آلفرد هیچکاک
پیدا کردن ایده برای نویسندگی فقط مال تازهکارهاست!
این باور اشتباه باعث شده که خیلی از نویسندههای تازهکاری که توانایی بالایی هم دارند، از مسیر نویسنده شدن فاصله بگیرند.
پیدا کردن و پرورش ایده، بخشی جدی از فرایند نویسندگی است. منابع آموزشی زیادی در حوزهی نویسندگی وجود دارند که روشهای مختلفی را برای شروع فرایند ایدهپردازی پیشنهاد میکنند. در این مقاله به صورت مفصل به این موضوع میپردازیم و شما پس از خواندن این مطلب میتوانید دهها ایده برای نویسندگی پیدا کنید.
نویسندگان حرفهای الزاماً ایدههای بیشتری از دیگران ندارند؛ آنها بهتر یاد گرفتهاند ایدهها را پیدا، ثبت و پرورش دهند.
ایدهپردازی در نویسندگی یعنی چه؟
ایده حتما نباید موضوعی فوقالعاده یا کاملاً جدید باشد. گاهی ایده فقط سؤالی ساده است:
چرا بعضی آدمها از تغییر میترسند؟
گاهی تصویر:
پیرمردی هر روز در ایستگاه قطار مینشیند، اما هیچوقت سوار قطار نمیشود.
یا اتفاقی معمولی:
روزی کسی متوجه میشود همسایهاش دیگر از خانه بیرون نمیآید.
حتی جمله، گفتوگو، خاطره یا اتفاقهای روزمره هم نقطهی شروع نوشتهها هستند.
در واقع، ایدهی اولیه موضوعی بینقص و کامل نیست. نویسنده آن را در فرایند فکر کردن و نوشتن گسترش میدهد. منابع آموزشی نویسندگی برتر هم تأکید میکنند که ایدهها از تجربهی شخصی، مشاهدهی جهان اطراف، سؤال، شخصیت، موقعیت یا حتی ترکیب چند عنصر شکل میگیرد.
انتظار نداشته باشید ایدهی شما از همان ابتدا عالی و کامل باشد.
مثلاً ممکن است این ایده برای نویسندگی به ذهنتان برسد:
«میخواهم درباره تنهایی بنویسم.»
ممکن است بلافاصله آن را کنار بگذارید چون فکر کنید موضوع بیش از حد کلی یا تکراری است.
اما نویسنده حرفهای میتواند از همین موضوع سؤالهای بیشتری بسازد:
- تنهایی در یک شهر شلوغ چگونه است؟
- آیا آدم میتواند در کنار خانواده احساس تنهایی کند؟
- آیا تنهایی همیشه چیز بدی است؟
- اگر کسی عمداً تنهایی را انتخاب کند چه؟
- کودک تنهایی را چگونه تجربه میکند؟
حالا این موضوع تکراری، به چندین ایده برای نویسندگی تبدیل شده است.
بنابراین یکی از مهمترین مهارتهای نویسنده این است که بتواند از هر ایده، ایدههای بیشتری استخراج کند.

۱۰ راهکار خلاقانهی پیدا کردن ایده برای نویسندگی
راهکارهای زیر را از میان منابع معتبر و دانشگاهی مختلفی گردآوری و انتخاب کردهایم. این راههای ساده قدرت پنهان شما در ایدهپردازی خواهند بود. اگر میخواهید به راحتی ایده برای نویسندگی پیدا کنید یا دربارهی موضوعهای تازه بنویسید، کافی است این روشها را امتحان کنید و درنهایت روش مورد علاقهتان و آنی که برایتان بیشتر از همه راهگشاست انتخاب کنید.
۱. طوفان فکری
طوفان فکری برای نوشتن متن یکی از روشهای شناختهشده برای تولید و گسترش ایدههاست. اصل آن بسیار ساده است:
در مرحله اول، به کیفیت ایدهها فکر نکنید؛ فقط ایده تولید کنید.
مثلاً موضوع شما «کتاب» است. در پنج دقیقه هر چیزی که به ذهنتان میرسد بنویسید:
کتاب / مطالعه / کودکی / کتابخانه / بوی کتاب / هدیه / کتاب گمشده / نویسنده / خاطره / مدرسه / کتاب ممنوعه و …
در این مرحله حتی ایدههای عجیب و بیربط را هم حذف نکنید. درواقع هر چیزی که به ذهنتان آمد، بدون قضاوت و سانسور، در جا روی کاغذ یادداشت کنید.
بعد از تمام شدن مرحلهی تولید، ایدهها را بررسی و دستهبندی کنید.
۲. تکنیک چه میشد اگر؟
یکی از سادهترین روشها برای گسترش ایده برای نویسندگی، پرسیدن این سؤال است: چه میشد اگر… ؟
فرض کنید زنی هر روز به کافهای مشخص میرود.
حالا بپرسید:
- چه میشد اگر روزی صاحب کافه او را نمیشناخت؟
- چه میشد اگر زن متوجه میشد کسی هر روز او را زیر نظر دارد؟
- چه میشد اگر او در این کافه منتظر کسی بود که بیست سال پیش ناپدید شده بود؟
- چه میشد اگر خودش صاحب واقعی کافه بود، اما حافظهاش را از دست داده بود؟
با این تکنیک ساده و جذاب، ایدههای متنوعی جلوی رویتان قرار میگیرد و میتوانید مسیرهای داستانی مختلفی را تصور کنید.
۳. تجربههای شخصی
زندگی شخصی یکی از در دسترسترین منابع ایده برای نویسندگیست. خاطرهها، شکستها، گفتوگوها، سفر، ترس، تصمیم یا حتی اتفاقی کاملاً معمولی نقطهی شروع نوشتهای بینظیر میشود.
لازم نیست داستان دقیقاً همان چیزی باشد که برای شما اتفاق افتاده است. واقعیت را تغییر دهید، ترکیب کنید یا از آن فقط برای نقطهی شروع استفاده کنید.
۴. دنیای اطراف؛ منبع ایده برای نویسندگی
برای پیدا کردن ایده برای نوشتن لازم نیست همیشه پشت میز بنشینید. به اطراف خودتان نگاه کنید. دنیا پر از اتفاقهای تازهست: در کافه، اتوبوس، فروشگاه، مدرسه یا پارک، آدمها، گفتوگوها و اتفاقات زیادی وجود دارند که جرقهی خوبی برای نوشتهتان هستند.
حتی سؤالی ساده هم شروع خوبی است:
«داستان این آدم چیست؟»
در این بخش لازم است کمی از جهانبینی و تخیل خودتان استفاده کنید.
۵. کتابها و نوشتههای دیگران
مطالعه همیشه ایدههای جدیدی ایجاد میکند. اما مراقب باشید! منظور ما کار کپی کردن نیست!
هر کتاب ممکن است شما را به سؤال جدیدی برساند. با خواندن هر مقاله شاید دربارهی موضوع دیگری کنجکاو شوید. حتی مخالفت با نظر هر نویسنده هم ممکن است انگیزهای برای نوشتن ایجاد کند.
منابع آموزشی دانشگاهی هم پیشنهاد میکنند که هنگام انتخاب موضوع، به مسائلی توجه کنیم که دربارهی آنها اطلاعاتی داریم، اما هنوز میخواهیم بیشتر بدانیم.
۶. سؤالها
گاهی بهترین راه برای پیدا کردن ایده برای نویسندگی، جواب دادن نیست؛ سؤال پرسیدن است. موضوع سادهای را انتخاب کنید و دربارهی آن سؤالهای مختلفی بپرسید: چرا؟ چگونه؟ چه کسی؟ چه زمانی؟ کجا؟
یکی از بهترین ابزارهای ایدهپردازی، سؤال پرسیدن است. مثلاً موضوع شما «پول» است. به جای اینکه فقط دربارهی «پول» بنویسید، بپرسید:
- چرا بعضی افراد از پول صحبت کردن را دوست ندارند؟
- پول چگونه روی روابط تأثیر میگذارد؟
- آیا پول واقعاً خوشبختی میآورد؟
- اگر روزی پول وجود نداشت چه اتفاقی میافتاد؟
هر سؤال این قابلیت را دارد که به نوشتهی مستقلی تبدیل شود.
۷. آزادنویسی
آزادنویسی چیست؟ در آزادنوشتن، برای مدت کوتاهی بدون توقف مینویسید به هیچ نگرانی دربارهی درست بودن جملهها، دستور زبان یا کیفیت ایدهها اهمیتی نمیدهد و اجازه نمیدهید چیزی جریان نوشتن را متوقف کند. اگر چیزی به ذهنتان نمیرسد، همان جملههای مسخره و سادهای که به ذهنتان میرسد بنویسید و ادامه دهید. در این روش هدف، فعال کردن جریان فکر و بیرون کشیدن ایدههای پنهان است.
۸. تغییر یا دستکاری ایدهی موجود
برای پیدا کردن همیشه ایده لازم نیست از صفر شروع کنید. گاهی میتوانید داستان، موضوع یا ایدهی آشنایی را بردارید و یکی از عنصرهای آن را تغییر بدهید. عنصرهایی مانند زمان، مکان، شخصیت، پایان یا حتی قوانین دنیای آن را عوض کنید و ببینید چه ایده تازهای شکل میگیرد.
این روش را روی داستان موردعلاقهتان انجام دهید تا ببینید که چه دنیای شگفتانگیزی پیش پای شما باز میشود!
۹. چسباندن دو ایدهی کاملا نامرتبط
دو موضوع کاملاً متفاوت را انتخاب کنید و تلاش کنید بین هر دو ایده برای نویسندگی ارتباطی ایجاد کنید. این روش شما را به راحتی از ایدههای کلیشهای دور میکند و به ترکیبهای غیرمنتظره میرساند. برای نمونه دو موضوع نامرتبط مثل:
کتابخانه + طوفان
حالا از خودتان بپرسید که چه میشود اگر کتابخانهای درست وسط منطقه ای همیشهطوفانی قرار داشته باشد؟ یا هر چیز دیگری که به ذهنتان میرسد. جذابیت این روش در این است که ارتباط بین ایدهها برای هر کس به صورت متفاوت و غیرمنتظرهای شکل میگیرد. مثال بعدی:
گلدوزی + سفر در زمان
چه میشود اگر کسی بتواند با دوختن نقشهایی خاص روی پارچه، به گذشته پیام بفرستد؟
لازم نیست ایدهی نهایی حتماً منطقی باشد؛ هدف این تمرین، وادار کردن ذهن به ایجاد ارتباطهای جدید است.
۱۰. تغییر زاویه دید
آخرین و یکی از بهترین راهکارهای یافتن ایده برای نویسندگی تغییر دادن زاویهی دید است. هر اتفاق از نگاه افراد مختلف کاملاً متفاوت به نظر میرسد. برای پیدا کردن ایدههای تازه، یک موضوع یا موقعیت را انتخاب کنید و آن را از دید شخصیتها یا افراد مختلف بررسی کنید.
مثلاً تصور کنید کودکی در مدرسه گم شده است. ماجرا از نگاه کودک یک داستان است، اما از نگاه معلم، مادر کودک، نگهبان مدرسه یا حتی دانشآموز دیگری داستان کاملاً متفاوتی است.
سخن پایانی دربارهی پیدا کردن ایده برای نویسندگی
پیدا کردن ایده برای نویسندگی توانایی جادویی نیست که فقط بعضی نویسندگان از آن برخوردار باشند. میتوان آن را تمرین کرد و توسعه داد. برای شروع کافی است:
مشاهده کنید، سؤال بپرسید، مطالعه کنید، تجربههایتان را ثبت کنید، آزادانه ایده تولید کنید و ایدههای خود را یادداشت کنید.
مهمتر از همه، منتظر ایده کاملاً بینقص نباشید. هر جرقه کوچک با کمی فکر و تمرین به مقاله، داستان، کتاب یا حتی پروژهای بزرگ تبدیل میشود.
تمرینهای یافتن ایده برای نوشتن
تمرین ۱: دفتر ایده
دفتر یا فایل مخصوصی داشته باشید و همین حالا دستکم ۵ ایده در آن ثبت کنید. لازم نیست ایدهها کامل یا عالی باشند.
تمرین ۲: پنج دقیقه بارش فکری
موضوع سادهای را انتخاب کنید و پنج دقیقه بدون توقف هر ایدهای را که دربارهی آن به ذهنتان میرسد بنویسید.
تمرین ۳: تکنیک چه میشد اگر؟
اتفاقی معمولی را انتخاب کنید و حداقل پنج بار درباره آن سؤال «چه میشد اگر؟» بپرسید.
تمرین ۴: ترکیب تصادفی
سه کلمهی تصادفی انتخاب کنید و تلاش کنید با استفاده از هر سه، ایده برای نویسندگی برای داستان یا مقاله بسازید.
چالش این هفته
تا مقالهی بعدی، هر روز حداقل سه ایده ثبت کنید. در پایان هفت روز باید حداقل ۲۱ ایده داشته باشید. مهم نیست چند مورد از آنها واقعاً قابل استفاده باشند. هدف این تمرین، ساختن عادت ایدهپردازی است.
پرسشهای متداول
اگر هیچ ایدهای برای نوشتن نداشته باشم چه کار کنم؟
از موضوعهای ساده شروع کنید و با سؤالهایی مانند «چرا؟»، «چگونه؟» و «چه میشد اگر؟» آن را گسترش دهید. بارش فکری و آزادنوشتن هم میتوانند شروع کار را آسانتر کنند.
آیا برای نویسنده شدن باید همیشه ایدههای کاملاً جدید داشته باشیم؟
خیر. بسیاری از موضوعات بارها نوشته شدهاند. آنچه اهمیت دارد زاویه دید، تجربه، روایت یا تحلیل متفاوت شماست.
بهترین منبع ایده برای نویسندگی چیست؟
منبع واحدی وجود ندارد. تجربههای شخصی، مطالعه، مشاهدهی محیط اطراف، گفتوگوها، پرسشها و اتفاقات روزمره همگی منبع ایده هستند.
آیا باید ایدهها را همان لحظه بنویسیم؟
بهتر است انواع ایده برای نوشتن را ثبت کنید. ایدهای که در ذهن بسیار واضح به نظر میرسد ممکن است چند ساعت بعد فراموش شود. داشتن دفتر یا فایل ایده، به شما امکان میدهد بعداً به آنها برگردید و ایدههای خام را پرورش دهید.
بارش فکری برای چه نوع نویسندگیهایی مفید است؟
بارش فکری فقط برای ایده برای نویسندگی داستان نیست. میتوان از آن برای مقاله، محتوای آموزشی، مقالهی دانشگاهی، تبلیغات و بسیاری از متننویسیها استفاده کرد.
دیدگاه شما